ناگزیرم از تماشای خنده ی محجوب و قشنگ ش
اما وحشت دوست داشتن کسی راحتم نمیگذارد
کی به تو گفته اینهمه شیرین بخندی؟
نقشه ی فرار میکشم، اما بی اجرا بی حرکتی
شبیه جذر و مد در رفتن و آمدن معلق م
دوستش داشته باشم و باز هر عذابی را به جان بخرم؟
عبرت نمیگیری آدمیزاده؟
کی بهت گفته اینهمه قشنگ بخندی ؟
منصفانه نیست