آهنگ میگه "چی میشه رد بشی از کوچه مون ی نگاهی کنی ابرو کمون تقصیر دل چیه آرزو ش این شده... "
داریم از خیابون محبوب من رد میشیم پر درخت های چنار سر بهم آورده
دست به ابرو م میکشم ، با خودم فکر میکنم خیلی وقت بود کلمه ابرو کمون رو نشنیده بودم
یک کناری پارک میکنه و نگام میکنه ، غم تو چشماش ناراحتم میکنه ولی هیولای درونم نمیذاره خوب باشم
" جای بد بودن با این دل دیونه میدونی مهربون باش ، فکر نمی کنم دلت سنگ باشه "
نزدیک که بزنم زیر گریه، ازش میترسم. از دوست داشتن او و هر آدم جدید دیگه ای
میل به فرار و گریز در من تبدیل به توفان ویران گری شده که خودم را قبل هرچیزی بهم میریزه